سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 917 ، بازدید دیروز: 2813 ، کل بازدیدها: 9825429


هل جزاء العشق الّا العشق

بدست علیرضا بابایی در دسته محمود صادقی تاریخ : 95/9/23 ساعت : 8:38 صبح

هل جزاء العشق الّا العشق

 

"عاشقت هستم"، فقط در پاسخم خندید و رفت

موجی از دیوانگی را در نگاهم دید و رفت


هرچه در دل بود چشمم با زبانی ساده گفت

هرچه در دل بود را از چشم من فهمید و رفت


آهوانه در خیابان جست و از من دور شد

با همین طرز قدم برداشتن رقصید و رفت


شادمان بودم که دیگر غم ندارم بعد از این

بذر غم را در بیابان دلم پاشید و رفت


عشق را باید فقط با عشق پاسخ داد و بس

 

"هل جزاء العشق الّا العشق" را نشنید و رفت

 

محمود صادقی 


دیگر اشعار : محمود صادقی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

هر تکّه از دنیای من، از ماه تا ماهی

بدست علیرضا بابایی در دسته پانته آ صفائی تاریخ : 95/9/23 ساعت : 8:4 صبح

من آخرین نسل از زنان عاشقی هستم که اسمشان را راویان قصّه ها گاهی

 

هر تکّه از دنیای من، از ماه تا ماهی

هرقدر،هرجا،هر زمان،هرطور می خواهی

 

حتّی اگر مثل زلیخا آبرویم را

از من نخواهی دید دراین عشق کوتاهی  

 

حتّی اگر بی رحم باشی مثل ابراهیم

نفرین؟ زبانم لال، حتّی اخم یا آهی

 

من آخرین نسل از زنان عاشقی هستم

که اسمشان را راویان قصّه ها گاهی

 

من آخرین مرغ جهانم، آخرین گنجشک

که در پی افسانه سیمرغ شد راهی

***

حالا بگو در ظلمت جنگل چه خواهد کرد

شاهین چشمان تو با این کفتر چاهی؟

 

 

پانته آ صفائی


دیگر اشعار : پانته آ صفائی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

راز دل

بدست علیرضا بابایی در دسته بهادر یگانه تاریخ : 95/9/21 ساعت : 9:11 صبح

دل دیوانه ی من به غیر از محبت گناهی ندارد ، خدا داند شده چون مرغ طوفان که جز بی پناهی ، پناهی ندارد ، خدا داند

 

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من

این سکوت مرا ناشنیده مگیر

ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر   

سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

 

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی

سایه از سر من تا سپیده مگیر

ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم

وقت دیدن او ، راه دیده مگیر

 

دل دیوانه ی من به غیر از محبت گناهی ندارد ، خدا داند

شده چون مرغ طوفان که جز بی پناهی ، پناهی ندارد ، خدا داند

منم آن ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیفشاند

به جز این اشک سوزان ، دل نا امیدم گواهی ندارد ، خدا داند

 

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر

ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

 

دلم گیرد هر زمان بهانه ی تو ، سرم دارد شور جاودانه ی تو

روی دل بود به سوی آستانه ی تو

تا آید شب ، در میان تیرگی ها ، گشاید تن ، روح من به شور و غوغا

رو کند چو مرغ وحشی ، سوی خانه تو

 

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر

ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

 

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی

سایه از سر من تا سپیده مگیر

ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم

 

وقت دیدن او ، راه دیده مگیر

 

شاعر : بهادر یگانه


دانلود آهنگ راز دل علیرضا قربانی از آلبوم رسوای زمانهکه این روزها زیاد گوش میدم


دیگر اشعار : بهادر یگانه
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

تار گیسوی تو درمشت گره خورده ی باد

بدست علیرضا بابایی در دسته احسان افشاری تاریخ : 95/9/18 ساعت : 9:2 صبح

من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا  بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد

 

تار گیسوی تو درمشت گره خورده ی باد

خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد

 

من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا

بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد

 

داس بر ساقه ی گندم زدی و بی خبری

آه یک مزرعه در پشت سرت راه افتاد

 

هر چه فریاد زدم ، کوه جوابم می کرد

غار در کوه چه باشد ؟ : دهنی بی فریاد

 

داشتم خواب شفایی ابدی می دیدم

که تو از راه رسیدی مرض مادرزاد

 

بغض من گریه شد و راه تماشا را بست

از تو جز منظره ایی تار ندارم در یاد

 

احسان افشاری


دیگر اشعار : احسان افشاری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

دیشب ای بهتر ز گل در عالم خوابم شکفتی

بدست علیرضا بابایی در دسته سیمین بهبهانی تاریخ : 95/9/13 ساعت : 4:45 عصر

دیشب ای بهتر ز گل در عالم خوابم شکفتی

 

دیشب ای بهتر ز گل در عالم خوابم شکفتی

شاخ نیلوفر شدی در چشم پر آبم شکفتی

 

ای گل وصل از تو عطر آگین نشد آغوش گرمم

گرچه بشکفتی ولی در عالم خوابم شکفتی

 

برلبش ای بوسه ی شیرین تر از جان غنچه کردی

گل شدی بر سینه ی همرنگ سیمایم شکفتی

 

شام ابرآلود طبعم را دمی چون روز کردی

آذرخشی بودی و در جان بی تایم شکفتی

 

یک رگم خالی نماند از گردش تند گلابت

ای گل مستی که در جام می نابم شکفتی

 

بستر خویش از حریری نرم چون مهتاب کردم

تا تو چون گل های شب در باغ مهتابم شکفتی

 

خوابگاهم شد بهشتی  بسترم شد نو بهاری

تا تو ای بهتر ز گل در عالم خوابم شکفتی ...

 

سیمین بهبهانی


دیگر اشعار : سیمین بهبهانی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

مگر چه ریخته ای در پیاله ی هوشم

بدست علیرضا بابایی در دسته سعید بیابانکی تاریخ : 95/9/1 ساعت : 5:7 عصر

مگر چه ریخته ای در پیاله ی هوشم

 

مگر چه ریخته ای در پیاله ی هوشم

که عقل و دین شده چون قصه ها فراموشم

 

تو از مساحت پیراهنم بزرگ تری

ببین نیامده سر رفته ای از آغوشم

 

چه ریختی سر شب در چراغ الکلی ام

که نیمه روشنم از دور و نیمه خاموشم

 

همین خوش است همین حال خواب و بیداری

همین بس است که نوشیده ام ... نمی نوشم

 

خدا کند نپرد مستی ام ،چو شیشه ی می

معاشران بفشارید پنبه در گوشم

 

شبیه بار امانت که بار سنگینی است

سر تو بار گرانی است مانده بر دوشم   ...

 

 

سعیدبیابانکی


دیگر اشعار : سعید بیابانکی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت

بدست علیرضا بابایی در دسته فاضل نظری تاریخ : 95/8/29 ساعت : 9:59 صبح

نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت

 

نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت

که زخم های دل خون من علاج نداشت

 

تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم

که آنچه داشت شقایق به سینه کاج نداشت

 

منم! خلیفه تنهای رانده از فردوس

خلیفه ای که از آغاز تخت و تاج نداشت

 

تفاوت من و اصحاب کهف در این بود

که سکه های من از ابتدا رواج نداشت

 

نخواست شیخ بیابد مرا که یافتنم

چراغ نه! که به گشتن هم احتیاج نداشت

 

 

فاضل نظری


دیگر اشعار : فاضل نظری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

بیا که هر دو به نوعی به شانه محتاجیم

بدست علیرضا بابایی در دسته جواد منفرد تاریخ : 95/8/22 ساعت : 10:13 صبح

بیا که هر دو به نوعی به شانه محتاجیم

 

میان مُشتی از اَرزن چو درّ غلتان است

شبیه تو کم و امثال من فراوان است

 

بیا که هر دو به نوعی به شانه محتاجیم

دوباره موی تو و حال من پریشان است

 

تویی که نیم رخت مثل نیمه ی ماهی ست

که نیم دیگران آن پشت ابر پنهان است

 

نه پشت ظاهر خوب تو باطنی بد نیست

که هر دو روی تو بر عکس سکه یکسان است

 

رسیده ام به خدا از مسیر چشمانت

به نقطه ای که تلاقی عشق و عرفان است

 

عجیب نیست به سمت تو مایلم هر دم

که نام دیگر من آفتابگردان است

 

جواد منفرد


دیگر اشعار : جواد منفرد
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

دلم شکست..کجایی که نوشخند زنی؟

بدست علیرضا بابایی در دسته علیرضا بدیع تاریخ : 95/8/17 ساعت : 7:24 عصر

دلم شکست..کجایی که نوشخند زنی؟

 

دلم شکست..کجایی که نوشخند زنی؟

به یک اشاره دلم را دوباره بند زنی؟

 

دوباره وصله ای از بوسه های دلچسب ات

برین سفال ترک خورده ام به چند زنی؟

 

اگر به دست تو باشد چه فرق این یا آن؟

دمی ضماد گذاری... دمی گزند زنی

 

مباد دود دل من به چشم غیر رود

مخواه بیشتر آتش درین سپند زنی

 

منم که پیش تو از بید سر به زیرترم

تویی که طعنه به هر سرو سربلند زنی

 

دوباره همهمه افتاده است در کلمات

که در حوالی این شعر دیده اند زنی

 

زنی که وصفش در این غزل نمی گنجد

زن از حریر..از ابریشم..از پرند..زنی..

 

 علیرضا بدیع


دیگر اشعار : علیرضا بدیع
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

دکتر نشست و گفت: که امروز بدتری!

بدست علیرضا بابایی در دسته حسن اسحاقی تاریخ : 95/7/29 ساعت : 10:1 صبح

امام رضا

 

دکتر نشست و گفت: که امروز بدتری!

پس از خدا بخواه که طاقت بیاوری

 

بابا نگاه کرد به بالا و خیس شد

مادر سپرد بغض خودش را به روسری

 

گفتند: " نا امید نشو! ما نمرده ایم

این بار می بریم تو را جای بهتری"

 

حالم خرابتر شد و بغضم شکاف خورد

چرخید چشم خسته ی من سمت دیگری:

 

دیوار، قاب عکس... نسیمی وزید و بعد

افتاد روی گونه ی من ناگهان پری

 

خود را کنار عکس کشیدم کشان کشان

وا کردم از خیال خودم سویتان دری:

 

من بودم و سکوت و حرم- صحن انقلاب-

تو بودی و نبود به جز من کبوتری

 

لکنت گرفت قامت من بعد دیدنت

از هر طرف رسید شمیم معطری

 

ازمن عبور کردی و دردم زیاد شد

گفتم عزیز فاطمه من را نمی بری؟

 

گفتی بلند شو به تماشای هر چه هست...

دیدم کنار صحن نشسته ست مادری

 

فرمود: "در حریم منی یا علی بگو

برخیز تا به گوشه ی افلاک بنگری

 

برخاستم ...دو پای خودم بود...در مطب-

گرم قدم زدن شدم و سوی دیگری

 

تکرار سجده ی پدری بود و آنطرف

تکرار "یا امام رضا" های مادری

 

دکتر نشست و دست به پاهای من گذاشت

دکتر به عکس خیره شده و گفت: محشری!

 

برخاستم درون مطب روی پای خود

فریاد مادر و پدرم کرد محشری

 

حسن اسحاقی


دیگر اشعار : حسن اسحاقی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

<   <<   6   7      >

محبوب کردن