سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 712 ، بازدید دیروز: 4328 ، کل بازدیدها: 9175586


خون به دلم کرد و کناری گذاشت

بدست علیرضا بابایی در دسته مژگان عباسلو تاریخ : 96/5/17 ساعت : 7:40 عصر

خون به دلم کرد و کناری گذاشت

 

خون به دلم کرد و کناری گذاشت

در سبدم عشق اناری گذاشت

 

تا ببرد صبر و قرار از دلم

با دل تو عشق قراری گذاشت

 

خوار مرا خواست اگر در فراق

همدم گلهای تو خاری گذاشت

 

هیچ سری نیست که بی سرّ اوست

عشق به دوش همه باری گذاشت

 

عقل پریشان‌شده دید و گذشت

عشق اگر راه فراری گذاشت

 

قبل تو و بعد تو چیزی نبود

بین دو پاییز بهاری گذاشت

 

مژگان_عباسلو 


دیگر اشعار : مژگان عباسلو
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

شبیه باد همیشه غریب و بی وطن است

بدست علیرضا بابایی در دسته مژگان عباسلو تاریخ : 95/5/7 ساعت : 10:17 صبح

شبیه باد همیشه غریب و بی وطن است

 

شبیه باد همیشه غریب و بی وطن است

چقدر خسته و تنها، چقدر مثل من است

 

 کتاب قصه پر از شرح بی وفایی اوست

 اگرچه او همه ی عمر فکر ما شدن است

 

 چه فرق می کند عذرا و لیلی و شیرین؟

 که او حکایت یک روح در هزار تَن است

 

قرار نیست معمای ساده ای باشد  :

کمی شبیه شما و کمی شبیه من است

 

 کسی که کار جهان لنگ می زند بی او

 فرشته نیست، پری نیست، حور نیست؛ زن است

 

 

مژگان عباسلو


دیگر اشعار : مژگان عباسلو
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

عالیجناب شعرهایم! روبراهی؟

بدست علیرضا بابایی در دسته مژگان عباسلو تاریخ : 95/1/30 ساعت : 12:25 صبح

عالیجناب شعرهایم! روبراهی؟

 

تب کرده ام پیراهنم ویروس دارد

گلبته هایش داغ نامحسوس دارد

 

من دیده ام در تب می افتد ماه در حوض

ساعت هم آنجا گردش معکوس دارد

 

باور کنید آقا اجازه! دست من نیست

این عشق تنها با جنون تکمیل می شد    

 

از برف شبهای زمستانی بپرسید

وقتی می آمد مدرسه تعطیل می شد

 

سر زد شبیه آفتاب از پشت دیوار

مهتاب را در آسمانت خط خطی کرد

 

تا من به چشمت ماه پیشانی بیایم

قلب تو را مانند بمب ساعتی کرد

 

از روستاهای خیالی می گذشتیم

آنجا زنی با خاطراتش شال می بافت

 

با بافه ای از جنس رویاهای رنگین

هر شب برای یک مسافر فال می بافت

 

تب کرده ام، هذیان برایت می نویسم

مغزم پر است از فکرهای اشتباهی!

 

بگذار حالت را بپرسم گرچه دیر است

عالیجناب شعرهایم! روبراهی؟

 

مژگان عباسلو


دیگر اشعار : مژگان عباسلو
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

   1   2      >

محبوب کردن