سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 1380 ، بازدید دیروز: 3854 ، کل بازدیدها: 10127968


من پریشانم که راه خانه را گم کرده ام

بدست علیرضا بابایی در دسته مژگان عباسلو تاریخ : 91/12/28 ساعت : 11:54 صبح

من پریشانم که راه خانه را گم کرده ام

 

 

من پریشانم که راه خانه را گم کرده ام

من پریـــ … یا نه ، پس از تو شانه را گم کرده ام

 

میگذاری دام پشت دام و من در این قفس

آنقدر ماندم که طعم دانه را گم کرده ام

 

شمعم اما در خودم خاموش از بس بوده ام

اشتیاق صحبت پروانه را گم کرده ام

 

آشنا با هیچ کس جز تو نبودم ، ناگزیر

رفته ام هرجا ، دلی بیگانه  را گم کرده ام

 

عاقلی کو تا بترساند مرا از عشق تو ؟

من شمار این همه دیوانه را گم کرده ام

 

مژگان عباسلو

 


دیگر اشعار : مژگان عباسلو
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

سفر بهانه خوبی برای رفتن نیست

بدست علیرضا بابایی در دسته مژگان عباسلو تاریخ : 91/10/12 ساعت : 12:55 صبح

 

نخواه اشک نریزم دلم که آهن نیست

 

سفر بهانه خوبی برای رفتن نیست

نخواه اشک نریزم دلم که آهن نیست

نگو بزرگ شدم گریه کار کوچک هاست

زنی که اشک نریزد قبول کن، زن نیست!

خبر رسیده که جای تو راحت است آنجا

قرار نیست خبرها همیشه… اصلن نیست!

شب است بی تو در این کوچه های بارانی

و پلک پنجره ای در تب پریدن نیست

حسود نیستم اما خودت ببین حتی

چراغ خانه مهتاب بی تو روشن نیست

مرا ببخش اگر گریه می کنم وقتی

نوشته ای که که غزل جای گریه کردن نیست

زنی که فال مرا می گرفت امشب گفت

پرنده فکر عبور است فکر ماندن…

 

مژگان عباسلو

 


دیگر اشعار : مژگان عباسلو
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

<      1   2   3      

محبوب کردن