سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی فروشگاه اینترنتی هاست ایران
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 1822 ، بازدید دیروز: 6433 ، کل بازدیدها: 8898998


در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر

بدست علیرضا بابایی در دسته احسان نصری تاریخ : 94/3/14 ساعت : 10:15 صبح

در آغوشم بگیر

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر

گریه کردم، گریه ها هر دم، در آغوشم بگیر

 

ابر دلتنگی کمی لبریز باران ها شده

زیر چتر آهسته و نم نم در آغوشم بگیر

 

با همان شرم و حیای ناز و معصومانه ات

چشم خود بگذار روی هم، در آغوشم بگیر

 

آنقَدَر دلتنگ تو هستم که وقتی آمدی

تو بدون صحبتی محکم در آغوشم بگیر

 

گرچه می دانم بعید است انتظارم، لا اقل

در درون دفتر شعرم در آغوشم بگیر

 

احسان نصری


دیگر اشعار : احسان نصری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

دلم همیشه پر است از زمانه ی تلخ

بدست علیرضا بابایی در دسته احسان نصری تاریخ : 93/2/14 ساعت : 10:3 صبح

کبوتر تنها

 

دلم همیشه پر است از زمانه ی تلخ

که لحظه لحظه می دهدم یک نشانه ی تلخ

 

دلم همیشه پر است از غمی که می آید

شبیه بغض گلوگیر، در بهانه ی تلخ

 

تب و تباهی و حس قریب تنهایی

عجب ضیافت شومی در این شبانه ی تلخ“

 

چقدر حس بدی است حس تنهایی”

دوباره زمزمه ی زیر لب، ترانه ی تلخ

 

کبوتری که جدا مانده از جفتش

چگونه پر بزند رو به آشیانه ی تلخ؟

 

قلم به دست من هر شب به گریه می گوید:

چرا دوباره شروعِ شعرِ عاشقانه ی تلخ؟

 

تمام قصه همین بود: اینکه تو بروی

ومن به انتظار تو خیره، به بی کرانه ی تلخ

 

احسان نصری
با تشکر از سارا بخاطر پیشنهاد این شعر

دیگر اشعار : احسان نصری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

می شوی با من عجین، حتی از این هم بیش تر

بدست علیرضا بابایی در دسته احسان نصری تاریخ : 93/2/11 ساعت : 10:5 عصر

می شوی با من عجین، حتی از این هم بیش تر

 

می شوی با من عجین، حتی از این هم بیش تر

می شوی حتی "خودم"، حتی ز "خود" هم، خویش تر

 

هرچه دنیا می تواند بعد از این زخمم زند

زخم دنیا "زهر عقرب"، خنده ات هم نیشتر

 

بعد از این تنها تو را، چشمم تماشا می کند

می شود چشمان من حتی از این درویش تر

 

من فقط افسوس این را می خورم، اینکه چرا

آشنا با من نبودی از زمانی پیش تر؟

 

عاشقی را ما به شکل دیگری معنا کنیم

"عقل" و "دل" همراه با هم، مصلحت اندیش تر

 

گرچه عشقی این چنین را بر نمی تابد جهان

من شنیدم: هرکه بامش بیش، برفش بیش تر

 

چند ماهی دیگر از خدمت نمانده، بعد از آن

خطبه عقدی می کند ما را به هم، همخویش تر

 

احسان نصری

سرباز عاشق


دیگر اشعار : احسان نصری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن