سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی فروشگاه اینترنتی هاست ایران
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 2139 ، بازدید دیروز: 4662 ، کل بازدیدها: 8917002


کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت

بدست علیرضا بابایی در دسته یوسف محقق تاریخ : 95/2/1 ساعت : 6:57 عصر

کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت

 

کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت

تا که برگردم شنیدم ،از غمم  نالیدو رفت

 

دیده بودم خواب مادر را  شب میلاد من

لحظه ای آمد کنارم،صورتم بوسیدو رفت

 

مادرم چندین بهاراست،ازکنارم رفته است

مثل مامور از بهشت،آمد مرا زایید و رفت

 

 قوم وخویشانم مکرر، این خبر را میدهند

مادرت درخواب ما،حال توراپرسیدورفت

 

 من به قربانت ،که هرجا رفته ای یاد منی

یادتو هرنیمه شب،روی مرا پوشیدورفت

 

 شعر زیبایی به  عشقش گفته بودم که ندید

آمد او  اما شبی بر شعر من  بالید و رفت

 

مادرم رفته ولی،در خاطراتم  مانده است

روز مادر،چشم او ،آمد بمن خندیدو رفت

 

 

یوسـف محـقق


دیگر اشعار : یوسف محقق
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

   1   2      >

محبوب کردن