سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 340 ، بازدید دیروز: 1827 ، کل بازدیدها: 10401739


همه شب دست به دامان خدا تا سحرم

بدست علیرضا بابایی در دسته میلاد عرفان پور تاریخ : 91/8/28 ساعت : 10:51 صبح

 

همه شب دست به دامان خدا تا سحرم

 

همه شب دست به دامان خدا تا سحرم

که خدا از تو خبر دارد و من بی خبرم

 

رفتی و هیچ نگفتی که چه در سر داری

رفتی و هیچ ندیدی که چه آمد به سرم

 

گرمی طبعم از آن است که دل سوخته ام

سرخی رویم از این است که خونین جگرم

 

کار عشق است نماز من اگر کامل نیست

آخر آنگاه که در یاد توام در سفرم

 

این چه کرده است که هرروز تورا می بیند؟

من از آیینه به دیدار تو شایسته ترم

 

عهد بستم که تحمل کنم این دوری را

عهد بستم ولی از عهد خودم می گذرم

 

مثل ابری شده ام  دربه درِ شهربه شهر

وای از آن دم که به شیراز بیفتد گذرم...

میلاد عرفان پور 

 


دیگر اشعار : میلاد عرفان پور
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن