سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 1033 ، بازدید دیروز: 2579 ، کل بازدیدها: 10525587


نمی گیرد کسی مثل نفس در سینه جایت را

بدست علیرضا بابایی در دسته مهدی فرجی تاریخ : 97/5/13 ساعت : 9:36 صبح

نمی گیرد کسی مثل نفس در سینه جایت را

 

نمی گیرد کسی مثل نفس در سینه جایت را

چه باشی چه نباشی دم به دم دارم هوایت را

 

بجای شعر موسیقی ست کار هر شب و روزم

در آوردم از آنوقتی که نت های صدایت را

 

که چون آوای حزن آلود یک ساز است، انگاری

خدا روز ازل با نی عوض کرده ست نایت را

 

شراب سیب بر لب می گذارم پیک پیک انگار

به هنگامی که می بوسم پیاپی گونه هایت را

 

تمام شهر پا در کفش من کردند از وقتی

که می بینند دایم در کنارم جای پایت را

 

نمی گویم پس از این از تو چیزی چون رقیبم شد

برای هرکسی تعریف کردم ماجرایت را..

 

مهدی فرجی


دیگر اشعار : مهدی فرجی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

می بینی ام وقتی به مویم برف غم باشد

بدست علیرضا بابایی در دسته مهدی فرجی تاریخ : 95/10/2 ساعت : 5:6 عصر

حسرت

 

می بینی ام وقتی به مویم برف غم باشد

روزی که پشتم مثل پشت کوه خم باشد

 

با تو شبی از حسرت امروز خواهم گفت

وقتی که حرفم محض پیری محترم باشد

 

می گویم از روزی که خوردم حرفهایم را

ترجیح میدادم که نانم در قلم باشد

 

روزی که گریان از خیابان آمدی گفتی

نفرین به شهری که سگی در هر قدم باشد

 

یادت می آرم گفتی امید بهاری نیست

وقتی زمستان و زمستان پشت هم باشد

 

آن روز وقتی سروهای سبز را دیدیم

شکرخدا شب رفته باید صبحدم باشد

 

چای از دهان افتاد ول کن شاید آن فرصت

روزی برای کودکانت مغتنم باشد

 

میخواستم از بوسه بنویسم هراسیدم

توی کتابم بیتی از این شعر کم باشد

 

مهدی فرجی


دیگر اشعار : مهدی فرجی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

   1   2   3   4      >

محبوب کردن