سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 856 ، بازدید دیروز: 3847 ، کل بازدیدها: 10211409


هنوز آن کودکی هستم که از قهر تو میترسد

بدست علیرضا بابایی در دسته مسعود بابائی تاریخ : 97/1/24 ساعت : 3:51 عصر

هنوز آن کودکی هستم که از قهر تو می‌ترسد  همان که از غم پنهان تو چیزی نمی فهمد

 

هنوز آن کودکی هستم که از قهر تو می‌ترسد 

همان که از غم پنهان تو چیزی نمی فهمد 

 

برایم نوح بودی و چو کنعان ناخلف بودم 

ولی این بار کنعان دل به آیین تو می‌بندد

 

دل دیوانه و سرکش ندیدی معجزاتش را ؟؟

هوا عطر خدا دارد پدر وقتی که می‌خندد 

 

صدایت قرص تسکینم چه نجوایش چه فریادش 

به هر چه دارم از دنیا صدای توست می‌ارزد

 

به روی شانه ام دستت که باشد کوهم و مغرور

دلم را قرص کردی چون دل هر کوه می‌لرزد

 

به موهایت قسم مدیون دریای دلت هستم 

پدر ، آن قهرمانی که بدون وقفه می‌جنگد

 

مسعود بابائی 


دیگر اشعار : مسعود بابائی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن