سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 253 ، بازدید دیروز: 2630 ، کل بازدیدها: 10397600


نمی گویم همین شبهای ابرآلود برگردی

بدست علیرضا بابایی در دسته محمدسعید میرزایی تاریخ : 96/6/23 ساعت : 10:43 صبح

نمی گویم همین شبهای ابرآلود برگردی

 

نمی گویم همین شبهای ابرآلود برگردی

تو فرصت داری اصلاً تا ابد...تا زود برگردی

 

تو فرصت داری از هر جای این تقویم بی تاریخ

بدون هیچ مرز، ای عشق نامحدود برگردی!

 

تو فرصت داری ای زیباترین فردای فرداها!...

سحرگاهی که خواهی ماند...خواهی بود...برگردی

 

به میعاد غزلهایی که کامل می شود با تو

تو باید ای زن کامل! زن موعود! برگردی

 

بیا موهات سمت باد را تغییر خواهد داد

تو دریایی تو باید بر خلاف رود برگردی

 

همین یک غنچه باقی مانده از این شاخ? مریم

همین کافیست تا یک صبح خیلی زود برگردی!

 

محمدسعید میرزایی


دیگر اشعار : محمدسعید میرزایی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

به بغضم اینهمه سوزن مزن که میترکم

بدست علیرضا بابایی در دسته محمدسعید میرزایی تاریخ : 92/7/13 ساعت : 4:13 عصر

 

انار شو که تمام لب تو را بمکم  به بغضم این‌همه سوزن مزن که می‌ترکم

 

انار شو که تمام لب تو را بمکم

به بغضم این‌همه سوزن مزن که می‌ترکم

 

شب است و عطر خوش نان تازه ی  تن تو

بگو چه کار کنم با دل پر از کپکم؟

 

دهانم آب می‌افتد، چقدر می‌افتد

دهانم آب برایت، انار با نمکم!

 

انار سوخته ام من دل مرا بچلان

نمک بریز و بنوش از دل ترک ترکم

 

شبی که بغض کنی، صبح می‌چکد گل گل

صدای گریة تو از لبان نی‌لبکم

 

مخواه دختر چوپان! که باد حمله کند

به دشت‌های پر از گله‌های شاپرکم

 

تو می‌شوی ملکه-گوشواره‌ات گیلاس

بساز با نخ گیسوت، تاج و قاصدکم

 

شبیه تکة ابری غریبه‌ام تو بگو

به چشمهات که باران کنند نم‌نمکم

 

ببین به دست من- این تا به فرق در مرداب-

بدل شده‌ است به فریاد آخرین کمکم

 

تو چون عروسک خاموش قصه‌ها شده‌ای

و من غریبة شهر هزار آدمکم

 

شبیه غربت یک لاک‌پشت در برکه

همیشه دور و بر چشمهات می‌پلکم

 

محمدسعید میرزایی

 


دیگر اشعار : محمدسعید میرزایی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن