سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 5343 ، بازدید دیروز: 6424 ، کل بازدیدها: 9170247


دلبری کردنت ای یار دل آزار کم است

بدست علیرضا بابایی در دسته سید مهدی نژاد هاشمی تاریخ : 94/5/15 ساعت : 12:27 عصر

 

دلبری کردنت ای یار دل آزار کم است  

دوستت دارم و این جمله چه بسیار کم است !

 

نعره از عمق دل و جان بزند آهویی

که شود یک شبه در دام گرفتار کم است

 

کشته ی عشق زیاد است ولی اینگونه

جان به جان دادن ما پیش تو یکبار کم است

 

تیغ بر دست ودل ما زدنت نیست ، غمی

که در این دوره زمانه گل بی خار کم است .

 

از دل چاه مکش یوسف ما را بیرون

گرگ در شهر زیاد است و خریدار کم است

 

فکر کن پنجره ای رو به هوایی تازه

دردل تیره وبی رونق انبار کم است

 

زندگی رنگ غبار است و فراموشی ، گر

قاب عکس من و تو سینه ی دیوار کم است

 

 

سید مهدی نژاد هاشمی


دیگر اشعار : سید مهدی نژاد هاشمی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

می گفت زنده ام به تو و باوری نداشت

بدست علیرضا بابایی در دسته سید مهدی نژاد هاشمی تاریخ : 93/4/24 ساعت : 10:39 صبح

پادشاه بی لشکر

 

می گفت زنده ام به تو و باوری نداشت

این پادشاه پشت سرش لشکری نداشت

مانند آشنای غریبه در این جهان

جز مرز های بسته ی خود کشوری نداشت

گفتم بمان که دولت عشق است بودنت

اما توجهی به چنین دلبری نداشت

وقتی که رفت قامت دیوار قد کشید

آنقدر قد کشید که دیگر دری نداشت

من ماندم و کبوترحسی که هیچ گاه    ...

بال و پر رها شده ی دیگری نداشت

یک آن تبر به دست دلم را هدف گرفت

وقتی شکست دعوی پیغمبری نداشت

آتش گرفت هیزم چشم ترم ولی

انگار- هیچ- نیت ِ افسونگری نداشت

.

شیطان نشست وسوسه ای روبراه کرد

آدم ولی دوباره دل ِ کافری نداشت

 

سید مهدی نژاد هاشمی


دیگر اشعار : سید مهدی نژاد هاشمی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن