سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 5401 ، بازدید دیروز: 6424 ، کل بازدیدها: 9170305


شادی و غم بعد از این در چشم من مثل همند

بدست علیرضا بابایی در دسته زینب اکبری تاریخ : 96/5/10 ساعت : 10:2 صبح

شادی و غم بعد از این در چشم من مثل همند

 

شادی و غم بعد از این در چشم من مثل همند

روزهایم بی تو، با شب کاملا مثل همند

 

بین امروز من و دیروز هایم فرق نیست

ساختن با او و بی تو، سوختن مثل همند

 

 

هی نگو مثل خودت دیوانه ات هستم، مگر

جنس احساس و جنون مرد و زن مثل همند؟!

 

گرچه خاطر خواه های شاعری داری، ولی

شعرهای دیگران و شعر من مثل همند؟!

 

غیرِ آغوشت نخواه آرام باشم هیچ جا

عطر و بوی غربت و خاک وطن مثل همند؟!

***

 

بی تو در روز عروسی بی گمان در خاطرم

تور دور دامن و بند کفن مثل همند

 

زینب اکبری


دیگر اشعار : زینب اکبری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

اگرچه از همه ی وعده ها فراری بود

بدست علیرضا بابایی در دسته زینب اکبری تاریخ : 95/6/23 ساعت : 4:5 عصر

اگرچه از همه ی وعده ها فراری بود

 

اگرچه از همه ی وعده ها فراری بود

قرار ما فقط این بار بی قراری بود

 

شبی که بار سفر بست، من خودم دیدم

تمام شهر غم و درد و سوگواری بود

 

گشاده رویی شان سرسری و ساده ولی

هر آنکه زخم به من زد عجیب کاری بود

 

همیشه حال دلم را درست می فهمید

درخت باغ که لبریز کنده کاری بود

 

نگاه کردم و خود را به جا نیاوردم

به جایش آینه لبریز شرمساری بود

 

چه قدر کشته و یا نه... شهید دارد- عشق

چه راه خوب و قشنگی به جان سپاری بود

 

زینب اکبری


دیگر اشعار : زینب اکبری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن