سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 1880 ، بازدید دیروز: 5866 ، کل بازدیدها: 9197973


دیگر چه جای خواهش و نذر و اجابتی؟

بدست علیرضا بابایی در دسته رویا باقری تاریخ : 96/6/31 ساعت : 6:42 عصر

دیگر چه جای خواهش و نذر و اجابتی؟

 

دیگر چه جای خواهش و نذر و اجابتی؟ 

وقتی امید نیست به هیچ استجابتی 

 

جشن تولدی که مبارک نمی شود 

دیدار چشم هات که درهیچ ساعتی 

 

حال مرا نپرس در این روزها اگر 

جویای حال خسته ام از روی عادتی 

 

از ترس اینکه باز تو را آرزو کنم ، 

خط می کشم به دلخوشی هر زیارتی 

 

تو شاهزاده ی غزلی ! پرتوقعی ست ، 

اینکه تو را مخاطب این شعرِ پاپتی 

 

حالا بیا و بگذر ازاین شاعری که بود ، 

تسلیم چشم های تو بی استقامتی 

 

مثل تمام جمعیت این پیاده رو 

با او غریبگی کن و بگذر به راحتی 

 

بگذر از او که بعد تو ... اما به دل نگیر 

گاهی اگر گلایه ای ، حرفی ، شکایتی 

 

باور کن از نهایت اندوه خسته بود 

می رفت بلکه در سفر بی نهایتی 

 

این سال ها بدون تو شاعر نمی شدم 

هرچند وهم شاعری ام هم حکایتی 

 

دستی به لطف بر سر این شعرها بکش 

من شاعر نگاه توام ناسلامتی 

 

رویا باقری


دیگر اشعار : رویا باقری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

تو گفته بودی میکشد دریا به هرسویت

بدست علیرضا بابایی در دسته رویا باقری تاریخ : 96/5/16 ساعت : 9:8 صبح

تو گفته بودی میکشد دریا به هرسویت

 

تو گفته بودی میکشد دریا به هرسویت 

من گفته بودم باتوام! پارو به پارویت 

 

آشفتگی های خودم را یاد من انداخت 

هربار بادی بی هوا پیچید در مویت 

 

تنها به لطف چشم هایت بود... تلخی ها، 

شیرین اگر شد مثل چای قندپهلویت 

 

روزی که می رفتی رها باشم نمی دیدی 

این گرگ ها را درکمین بچه آهویت 

 

ای کاش تصمیمت دم رفتن عوض می شد 

تا باز بنشینم کمی زانو به زانویت 

 

ای کاش میشد که شبیه تیغ ابراهیم 

درلحظه ی آخر نمی برید چاقویت.. 

 

خورشید باید ماه را روشن کند! بی تو 

گم می شود در این سیاهی ماه بانویت.. 

 

رویا باقری


دیگر اشعار : رویا باقری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

   1   2   3      >

محبوب کردن