سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 437 ، بازدید دیروز: 2345 ، کل بازدیدها: 10463876


سیل دیوانگی

بدست علیرضا بابایی در دسته حمیدرضا نادری تاریخ : 95/1/14 ساعت : 10:37 صبح

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودم

 

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودم

تا به تنهایی رسیدم باز با پای خودم

 

مثل احساسی که از دلبستگی بیزار بود

من زمستانم گریزانم ز سرمای خودم

 

آتش سوزان عشقم در مسیر سرد باد

می شوم توفان ویرانی فردای خودم

 

قصه نامحرمان بس بود اما پس چرا

می کشم کشتی دزدان را به دریای خودم

 

خورده ام صد بار چوب اشتباهم را ولی

می کنم تایید مرگم را به امضای خودم

 

ادعا کردم که کوهم ریشه دارم در زمین

با نسیمی جابجا گشتم من از جای خودم

 

بس که گریان کرده ام لبخند های شوق را

سیل این دیوانگی آمد به صحرای خودم

 

حمیدرضا نادری


دیگر اشعار : حمیدرضا نادری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

گردباد آرزو

بدست علیرضا بابایی در دسته حمیدرضا نادری تاریخ : 93/11/11 ساعت : 6:52 عصر

 

چه شد در آسمان ها این که دزدیدند ماهم را

 به نامردی چنین دادند مزد اشتباهم را

 

زدند آن گونه گاو آهن به دشت باورم آن روز

 که من گم کرده ام در سر زمین خویش راهم را

 

تکان خوردم تکانی آنچنانی در مدار خویش

 و با ریگ بیابان کرده ام قاتی نگاهم را

 

پس از ویرانه ی آه تو دودم سر بر آورده

 هزاران گردباد آرزو پیچانده آهم را

 

 مدارا می کنم با خود که دستم بسته می باشد

 وگرنه می زنم بر شیشه ام سنگ سیاهم را

 

ز شهر کاشمر زیبا رخی ما را پریشان کرد 

 وگرنه من بلد بودم مسیر زادگاهم را

 

حمیدرضا نادری


دیگر اشعار : حمیدرضا نادری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن