سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 2973 ، بازدید دیروز: 3027 ، کل بازدیدها: 9838136


خورشید من! برای تو یک ذره شد دلم

بدست علیرضا بابایی در دسته حسین منزوی تاریخ : 97/1/31 ساعت : 1:35 عصر

خورشید من! برای تو یک ذره شد دلم

 

خورشید من! برای تو یک ذره شد دلم

چندان که در هوای تو از خاک بگسلم

 

دل را قرار نیست، مگر در کنار تو

کاین سان کشد به سوی تو، منزل به منزلم

 

کبر است یا تواضع اگر، باری این منم

کز عقل ناتمامم و در عشق کاملم

 

با اسم اعظمی که به جز رمز عشق نیست

بیرون کِش از شکنجه‌ی این چاه بابلم

 

بعد از بهارها و خزان‌ها، تو بوده‌ای

ای میوه‌ی بهشتی از این باغ، حاصلم

 

تو آفتاب و من چو گل آفتابگرد

چشمم به هر کجاست تویی در مقابلم

 

دریا و تخته پاره و توفان و من، مگر

فانوس روشن تو کشاند به ساحلم

 

شعرم ادای حق نتواند تو را، مگر

آسان کند به یاری خود «خواجه» مشکلم

«با شیر اندرون شد و با جان به‌در شود

عشق تو در وجودم و مِهر تو از دلم»

 

حسین منزوی


دیگر اشعار : حسین منزوی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

هزار درد مرا، عاشقانه درمان باش

بدست علیرضا بابایی در دسته حسین منزوی تاریخ : 95/12/1 ساعت : 9:17 صبح

 

هزار درد مرا، عاشقانه درمان باش

هزار راه مرا، ای یگانه پایان باش

 

برای آنکه نگویند، جسته‌ایم و نبود

تو آن‌که جسته و پیداش کرده‌ام، آن باش

 

دوباره زنده کن این خسته ی خزان زده را

حلول کن به تنم جان ببخش و جانان باش

 

کویر تشنه‌ی عشقم، تداوم عطشم

دگر بس است، ز باران مگوی، باران باش

 

دوباره سبز کن این شاخه‌ی خزان زده را

دوباره در تن من روح نوبهاران باش

 

بدین صدای حزین، وین نوای آهنگین

به باغ خسته‌ی عشقم، هزاردستان باش

 

حسین منزوی


دیگر اشعار : حسین منزوی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

   1   2   3      >

محبوب کردن