سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 958 ، بازدید دیروز: 2426 ، کل بازدیدها: 10549028


هی میرویم و جاده به جایی نمی رسد

بدست علیرضا بابایی در دسته حسین طاهری تاریخ : 95/2/15 ساعت : 9:8 صبح

هی میرویم و جاده به جایی نمی رسد

 

هی میرویم و جاده به جایی نمی رسد

قولی که عشق داده، به جایی نمی رسد

 

چون کوه، پای حرف خودم  ایستاده ام

کوهی که ایستاده، به جایی نمی رسد!

 

دریا هنوز هست ولی مانده ام چرا

این رود بی اراده به جایی نمی رسد؟!

 

دنیا همیشه عرصه ی پیچیده بودن است

دنیا که صاف و ساده به جایی نمی رسد!

 

تاریخ را ورق زدم و مطمئن شدم

هرگز کسی پیاده به جایی نمی رسد

 

ما را برای در به دری آفریده اند

هی می رویم و جاده به جایی نمی رسد


 

حسین طاهری


دیگر اشعار : حسین طاهری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

میان ماندن و رفتن مردد بود پاهایش

بدست علیرضا بابایی در دسته حسین طاهری تاریخ : 93/5/13 ساعت : 1:4 صبح

 

برایش شعر خواندم اشک هایش را درآوردم
پس از یک عمر خاموشی صدایش را درآوردم

کلیم قصه هایم دست خالی مانده بود اما
زدم بر نیل و آخر سر عصایش را درآوردم

دلم پر بود از دستش ولی با زور خندیدم
و با دست خودم رخت عزایش را درآوردم

سپس با بوسه ای زیر زبانش را کشیدم تا  _
_
ته و تووی تمام ماجرایش را درآوردم

میان ماندن و رفتن مردد بود پاهایش
نشستم، کفشهای تا به تایش را درآوردم

و او از خانه رفت و من برای رفع دلتنگی
نشستم رو به آیینه ادایش را درآوردم

حسین طاهری


دیگر اشعار : حسین طاهری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن