سفارش تبلیغ
سرور مجازی ‌هاست ایران
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 631 ، بازدید دیروز: 3242 ، کل بازدیدها: 8918736


تار گیسوی تو درمشت گره خورده ی باد

بدست علیرضا بابایی در دسته احسان افشاری تاریخ : 95/9/18 ساعت : 9:2 صبح

من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا  بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد

 

تار گیسوی تو درمشت گره خورده ی باد

خبر از خانه ی ویران شده در مه می داد

 

من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا

بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد

 

داس بر ساقه ی گندم زدی و بی خبری

آه یک مزرعه در پشت سرت راه افتاد

 

هر چه فریاد زدم ، کوه جوابم می کرد

غار در کوه چه باشد ؟ : دهنی بی فریاد

 

داشتم خواب شفایی ابدی می دیدم

که تو از راه رسیدی مرض مادرزاد

 

بغض من گریه شد و راه تماشا را بست

از تو جز منظره ایی تار ندارم در یاد

 

احسان افشاری


دیگر اشعار : احسان افشاری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

کنار پنجره یک جفت چشم بارانی

بدست علیرضا بابایی در دسته احسان افشاری تاریخ : 95/5/10 ساعت : 8:22 عصر

کنار پنجره یک جفت چشم بارانی

 

کنار پنجره یک جفت چشم بارانی

نشسته اند به یک انتظار طولانی

 

نشسته اند و برای تو شعر می گویند   :

تو هیچ چیز از احساس من نمی دانی

 

بگیر از من عاشق هوای عشقت را

کلید را نگذارند دست زندانی !

 

سرم سپرده تر از روزهای پیوندست

دلم گرفته تر از ابرهای بارانی

 

بیا و لحظه ایی از کار خود پشیمان باش

قشنگ می شود این عشق با پشیمانی

 

 

احسان افشاری


دیگر اشعار : احسان افشاری
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

   1   2      >

محبوب کردن