چراغ جادو

نام:
ايميل:
سايت:
   
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
  
  
 
+ داريوش نظري 

گاهگاهي در زمستان شب نشيني لازم است

آتش و چاي نبات و بوسه چيني لازم است

گاهگاهي در ميان يک بغل شور و نشاط

نقش اول بودن و نقش آفريني لازم است

اي که قانون وفايت حد دوري دوستيست

مُردم از دوري کمي نزديک بيني لازم است

بايد از شور شراب چشمهايت مست شد

دائم الخَمر و شرابِ اينچنيني لازم است

سربه زيري اقتضاي سن دوران ديده هاست

دزدکي هم مي شود گاهي ببيني، لازم است

دوستت دارم ولي در سينه پنهان مي کنم

لابه لاي عشق بنجُل هاي چيني لازم است

کيف دارد عاشق عشق خدايي بود نه!؟

زين جهت عشق خداوند زميني لازم است

گاهگاهي نه هميشه بايد اينجوري نوشت

در زمستان يک شبي با نازنيني لازم است

شاعر : ابوالقاسم خورشيدي
سلام
جابه جايي هاي اين ظرف سفالي خوب نيست
خيلي خوب و عالي بعد مدتها که اشعار ضعيف ميخونم
شعر شما بارقه ي اميد بود در سرماي آذر
توي اين دشت بدون آهو
خدانگهدار
پاسخ

سلام
+ ويدا همراز 

مي کشم بر شانه هايم غربت ِاندوه را
غربتِ اندوهِ بي مانند ِهمچون کوه را

شانه هايم زير اين بيداد کم مي آورند
کاش مي شد کوه باشم اين غم ِ بشکوه را

کاش دست مهرباني مي زدود از روي لطف
لايه لايه دردهايِ مبهم ِانبوه را

کاشکي دريادلي با ما روايت کرده بود
درد هاي بي شمار ِشاعري نستوه را

دردهايي چون خوره خونِ غزل را مي خورّد
کاش مي شد باز گويم دردهاي روح را…!

# يدالله گودرزي