سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 598 ، بازدید دیروز: 2703 ، کل بازدیدها: 10048249


حکایتی ست که من باشم و غم و تو نباشی

بدست علیرضا بابایی در دسته مهدی شهابی تاریخ : 92/12/12 ساعت : 10:21 صبح

حکایتی‌ست که من باشم و غم و تو نباشی  من و خیال تو باشیم باهم و تو نباشی

 

حکایتی ست که من باشم و غم و تو نباشی

من و خیال تو باشیم باهم و تو نباشی

 

دلم گرفت که دور از تو در تداوم غربت

نوازشم کند از هر طرف غم و تو نباشی

 

قسم به رنج غریبی، گلایه از تو ندارم

که قامتم شود از غصه ها خم و تو نباشی

 

چگونه می شود اما به زیر زخم زبان ها

نیاز داشته باشم به مرهم و تو نباشی؟

 

روا مدار که با من درین غروب نفس گیر

غریبه ها همه باشند محرم و تو نباشی

 

درین نداری و دوری ، همیشه دلهره دارم

که دست پر به سراغت بیایم و تو نباشی

 

 

مهدی شهابی


دیگر اشعار : مهدی شهابی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن