سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 2179 ، بازدید دیروز: 4662 ، کل بازدیدها: 8917042


صد سال می پری و به بالا نمی رسی

بدست علیرضا بابایی در دسته سیمیندخت وحیدی تاریخ : 93/1/21 ساعت : 10:21 عصر

شیطان اگر که همسفرت شد یقین بدان  با او به هیچ نقطه ی زیبا نمی رسی

 

صد سال می پری و به بالا نمی رسی

چون رود میروی و به دریا نمی رسی

 

شیطان اگر که همسفرت شد یقین بدان

با او به هیچ نقطه ی زیبا نمی رسی

 

فکری به حا ل غربت خود کن که رستخیز

می آید و به توبه ی فردا نمی رسی

 

جائی است آسمان که در آن سبز می شوی

پرواز کن وگرنه به آنجا نمی رسی

 

هر جا که میروی برو ای همسفر ، ولی

بیچاره ای ، اگر که به تولی نمی رسی

 

خنجر نشسته بر جگر مردمان شهر

شادی مکن ، تو هم به تما شا نمی رسی

 

 

سیمیندخت وحیدی 


دیگر اشعار : سیمیندخت وحیدی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

می آید از دست زمان بر آشیانم سنگ

بدست علیرضا بابایی در دسته سیمیندخت وحیدی تاریخ : 93/1/20 ساعت : 6:39 عصر

می آید از دست زمان بر آشیانم سنگ 

 

می آید از دست زمان بر آشیانم سنگ

می بارد امشب از زمین و آسمانم سنگ

 

سیمرغ قاف کهکشان  هایم نمیدانم

اینسان فرو ریزد چرا بر آشیانم سنگ

 

تا بگسلد زنجیر ایمان مرا ، شیطان

یکریز می ریزد به شهر آرمانم سنگ

 

پا می گذارد بر دل شوریده من درد

سر می نهد بر شانه های مهربانم سنگ

 

می بارد امشب ، بی تامل ، بی خبر ، بی رحم

از ماورا النهر غم ، تا مصر جانم سنگ

 

آوای من بر لب شکوفا می شود حتی

روزی که دشمن می زند بر استخوانم سنگ

 

دریا دلم آری ، بباران هرچه میخواهی

ای آسمان ، بر موجهای بیکرانم سنگ

 

سیمیندخت وحیدی


دیگر اشعار : سیمیندخت وحیدی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن