سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 660 ، بازدید دیروز: 3854 ، کل بازدیدها: 10127248


مثل یک آیینه ام ، از «آه» می ترسم رفیق

بدست علیرضا بابایی در دسته حسین شیردل تاریخ : 94/4/12 ساعت : 6:2 عصر

مثل یک آیینه ام

 

مثل یک آیینه ام ، از «آه» می ترسم رفیق

از خودم گه گاه و گه ناگاه می ترسم رفیق   

 

گرچه مابین دو کتفم مُهر ایمان خورده است ...

لیکن از تاریکی این چاه ، می ترسم رفیق

 

گاه از له گشتن یک مور ، اشکم می چکد

آری ، آن کوهم که از یک کاه می ترسم رفیق

 

راه سخت و راهزن بسیار و عمر اندک ، و من

از کمینِ دشمنِ آگاه ! می ترسم رفیق

 

می خزم کنج تو و در وسعتت گم می شوم

جان پناهم می شوی هرگاه می ترسم رفیق

 

شادی ات را دوست دارم ؛ جان خود را بیشتر !

از همین لبخند دُم کوتاه می ترسم رفیق...

 

حسین شیردل

 

 


دیگر اشعار : حسین شیردل
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن