سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 4011 ، بازدید دیروز: 3590 ، کل بازدیدها: 9832114


در حسرت دیدار تو آواره ترینم

بدست علیرضا بابایی در دسته بهمن رافعی تاریخ : 91/10/30 ساعت : 2:37 صبح

 

درحسرت دیدار تو آواره ترینم

 

ازدست عزیزان چه بگویم ؟ گله ای نیست

گرهم گله ای هست، دگر حوصله ای نیست

 

سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم

هرلحظه جزاین دست مرا مشغله ای نیست

 

دیری است که از خانه خرابان جهانم

بر سقف فروریخته ام چلچله ای نیست

 

درحسرت دیدار تو آواره ترینم

هرچند که تا خانه تو فاصله ای نیست

 

بگذشته ام از خویش ولی از توگذشتن

مرزی است که مشکل تر از آن مرحله ای نیست

 

سرگشته ترین کشتی دریای زمانم

می کوچم و در رهگذرم اسکله ای نیست

 

من سلسله جنبان دل عاشق خویشم

بر زندگیم سایه ای از سلسله ای نیست

 

یخ بسته زمستان زمان در دل بهمن

رفتند عزیزان و مرا قافله ای نیست

 

بهمن رافعی 


دیگر اشعار : بهمن رافعی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن