سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 3959 ، بازدید دیروز: 3590 ، کل بازدیدها: 9832062


شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت!

بدست علیرضا بابایی در دسته ایرج دهقان تاریخ : 92/12/5 ساعت : 3:32 عصر

شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت!  به گریه گفتمش: آری، ولی چه زود گذشت!

 

شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت    !

به گریه گفتمش: آری، ولی چه زود گذشت    !


بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید ،

بهار رفت و تو رفتی و هرچه بود گذشت


شبی به عمر، گرَم خوش گذشت، آن شب بود ،

که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت


چه خاطرات خوشی در دلم بجای گذاشت،

شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت!


گشود بس گره آن شب ز کار بسته ی ما

صبا چو از برِ آن زلف مُشک سود گذشت


مراست عکس تو یادآور سفر، آری

چه سان توانم ازین طرفه یادبود گذشت؟!


غمین مباش و میندیش ازین سفر که تو را

اگرچه بر دل نازک غمی فزود، گذشت...

 

 

ایرج دهقان


دیگر اشعار : ایرج دهقان
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن