سفارش تبلیغ
صبا
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 3978 ، بازدید دیروز: 3590 ، کل بازدیدها: 9832081


خیس از مرور خاطره های بهار بود

بدست علیرضا بابایی در دسته ابوالحسن صادقی پناه تاریخ : 92/3/17 ساعت : 2:29 عصر

 

:(

 

خیس از مرور خاطره های بهار بود

ابری که روی صندلی چرخدار بود

 

ابری که این پیاده رو او را مچاله کرد  

روزی پناه خستگی این دیار بود

 

آن روزها که پای به هر قله می گذاشت

آن روزها به گُرده ی طوفان سوار بود

 

حالا به چشم رهگذران یک غریبه است

حالا چنان کتیبه ی زیر غبار بود

 

بین شلوغی جلوی دکّه مکث کرد

دعوا سر محاکمه ی شهردار بود

 

آن سوی پشت گاری خود ژست می گرفت

مرد لبوفروش سیاستمدار بود

 

از جنگ و صلح نسخه که پیچید ادامه داد:

اصرار بر ادامه ی جنگ انتحار بود

 

این سو کسی که جزوه ی کنکور می خرید

در چشمهاش نفرت از او آشکار بود

 

می خواست که فرار کند از پیاده رو

می خواست و ... به صندلی خود دچار بود

 

دستی به چرخها زد و سمت غروب رفت

ابری فشرده درصدد انفجار بود

 

خاموش کرد صاعقه های گلوش را

بغضی که روی صندلی چرخدار بود

 

ابوالحسن صادقی پناه               


دیگر اشعار : ابوالحسن صادقی پناه
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن