سفارش تبلیغ
بررسی مالکیت دامنه هاست ایران
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 1863 ، بازدید دیروز: 6433 ، کل بازدیدها: 8899039


ردیف این غزل دشوار می شد با بیندازم!

بدست علیرضا بابایی در دسته محمد سلمانی تاریخ : 92/12/18 ساعت : 8:3 عصر

کمی پیرم ولی پیری که، عمری عاشقی کرده

 

ردیف این غزل دشوار می شد با بیندازم    !

ولی با وامی از چشم تو شاید جا بیندازم!

 

جهان زیباست بی تردید باید دید ولذت برد

چرا باید نگاهی تیره بر دنیا بیندازم؟

 

کمی پیرم ولی پیری که، عمری عاشقی کرده

نمی خواهم خودم را از تک و از تا بیندازم

 

نباید حرف مردم را به یاد من بیندازی!!!

که من هم شانه ها را دم به دم بالا بیندازم

 

"من از اقلیم بالایم" مرا در خاطرت بسپار*

تو را باید به یاد شعر مولانا بیندازم

 

بیابان بود و ما بودیم ومقصد منزل لیلی

نیفتادم زپا تا عقل را از پا بیندازم!

 

تو ترکم کردی ومن همچنان در شهر خواهم ماند

که رسم عاشقی را بین مردم جا بیندازم

 

تو را هرگز نخواهم یافت! اما باز ناچارم

که تور پاره را بر آبی دریا بیندازم

 

محمد سلمانی

 


*من از اقلیم بالایم سر عالم نمی دارم/ مولانا


دیگر اشعار : محمد سلمانی
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن