سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران
باسلام


ما را در تلگرام دنبال کنید

برای بستن این کادر کلیک کنید

 

بازدید امروز: 727 ، بازدید دیروز: 4328 ، کل بازدیدها: 9175601


علّمت همه شوخی و دلبری آموخت

بدست علیرضا بابایی در دسته تاریخ : 96/6/23 ساعت : 10:40 صبح

علّمت همه شوخی و دلبری آموخت

 

علّمت همه شوخی و دلبری آموخت

جفا و ناز و عتاب و ستمگری آموخت

 

غلام آن لب ضحاک و چشم فتّانم

که کید سحر به ضحاک و سامری آموخت

 

تو بُت چرا به معلم روی که بتگر چین،

به چین زلف تو آید به بتگری آموخت؟

 

هزار بلبل دستان سرای عاشق را

بباید از تو سخن گفتنِ دری آموخت

 

برفت رونق بازار آفتاب و قمر

از آنکه ره به دکان تو مشتری آموخت

 

همه قبیله ی من عالمان دین بودند

مرا معلم عشق تو شاعری آموخت

 

مرا به شاعری آموخت روزگار  آنگه

که چشم مست تو دیدم که ساحری آموخت

 

مگر دهان تو آموخت تنگی از دل من

وجود من از میان تو لاغری آموخت

 

بلای عشق تو بنیاد زهد و بیخ ورع

چنان بکَند که سوفی قلندری آموخت

 

دگر نه عزم سیاحت کند نه یاد وطن

کسی که بر سر کویت مجاوری آموخت

 

من آدمی به چنین شکل و قد و خوی و روش

ندیده ام، مگر این شیوه از پری آموخت

 

به خون خلق فرو برده پنجه کاین حنّاست

ندانمش که به قتل که شاطری آموخت

 

چنین بگریم ازین پس که مرد بتواند

در آب دیده ی سعدی شناوری آموخت...

 

سعدی


دیگر اشعار :
دیدگاه

نویسنده : علیرضا بابایی

محبوب کردن